آنچه كه اقتصادي است

دوستان فعال در كلك سينا به طرح پرسشي در رابطه با موضوعات اقتصادي پرداخته‌اند كه متن زير، شايد پاسخي به آن پرسش باشد:

 

در اوائل ورود به مدرسه‌ي اقتصادخواني،‌ شايد يكي از معمول‌ترين كارهايي كه هركسي دلش مي‌خواد كه انجام بده، نوشتن يك مقاله با موضوع اقتصاده! كساني كه سياسي‌تر هستند احتمالا بدنبال نقد سياست حاكم با شيوه‌هاي اقتصادي اند و كساني هم كه محافظه‌كاري بيشتري ارند احتمالا بدنبال آثار اقنصادي خودكفايي گندم و موضوعاتي از اين دست مي‌گردند كه احتمالا مجموعه‌اي از آمار اقتصادي در بهترين حالت ضميمه انشاي اصلي مي‌شه و به عنوان مقاله يا تحقيق در يكي از درس هاي انتخاب شده طي سال‌هاي اول و دوم به نيت اخذ نمره به معلمان اقتصادي ارائه مي‌شه!

اين روند ممكنه ادامه پيدا كنه كه حاصل خوراك مطالعه روزنامه‌اي فرد در سال‌هاي اينده است و در مقابل ممكنه ارتقاي سطح پيدا كنه كه بدليل تفاوت در نوع مطالعه فرد و ارتقا منابع مطالعاتي و آشنايي با منابع مفيدتر و آكادميك تره.

حالا بايد ديد كه به كداميك از اين مجموعه‌ي گسترده‌اي كه راه‌هاي نشر متعدد پيدا مي‌كنند مي‌شه اسم مستندات اقتصادي گذاشت.

شايد بتونيم بر مبناي واقعيتي كه توسط اصحاب فعال در مدسه‌ي اقتصاد جريان داره مبناي نوشته و بحث در رابطه با مساله رو پيش ببريم كه روش مورد علاقه ي من هم همينه. و حتمالا با اندكي اغماض در حيطه‌ي تعاريف علاقه‌مندان به فلسفه‌ي علمهم مي‌گنجه كه كار علمي رو چنين تعريف مي‌كنند كه عبارتست از فعاليتي كه يك عالم در حوزه‌ي پژوهشي خود به انجام مي‌رسونه.

خوب، در اولويت اول مجموعه‌اي از بررسي‌هايي با استفاده از ابزار بهينه‌يابي و تخصيص منابع و تمركز بر روي استخراج قيمتي بازاري براي هر كالا اعم از تفريحات، خوراك، پوشاك، كالاهاي عمومي و ... و حتي كالاهاي به ظاهر غير بازاري و غير اقتصادي خواهد گنجيد كه بخش گسترده‌اي از ادبيات اقتصاد خرد و حتي اقتصاد كلان را همين مسائل تشكيل مي‌دهند.

در بخش بعدي بررسي‌هايي تجربي هستند كه سعي در استخراج مجموعه‌اي از قانون‌مندي‌ها و رفتارهاي قابل پيش‌بيني و قابل تسري دادن به جامعه‌اي گسترده‌تر دارند.

در اين حوزه، استفاده از روش‌هاي اقتصاد سنجي كاربردي، مدل‌سازي آماري و داده‌هاي آماري حضور پر رنگي دارند و اتفاقا در سال‌هاي اخير از دل همين بررسي‌ها نيز تئوري‌هايي استخراج شده‌اند و علاقه‌مندان خاص به خود را نيز دارا هستند و بخش زيادي از مقالات سطح بالا را هم به خود اختصاص مي‌دهند.

در اين گونه مباحث كمتر مي‌توانيم يك مقدمه‌ي تئوريك اوليه را پيدا كنيم و بيشتر سعي بر اين است تا از دل بررسي‌هاي دقيق با استفاده از روش‌هاي اقتصاد سنجي و آماري يك نظم عمومي يا يك رفتار قابل تعميم استخراج شده و از آن استفاده شود.

نمونه‌هاي اين مباحث در مباحث بي‌ثباتياقتصادي، تاثيرهاي متقابل متغيرها بر هم و حتي حوزه‌هاي غير اقتصادي مثل كارهايي كه در بحث Freakconomics  توسط نويسنده‌ي آن ارائه شده و يا بحث مربوط به رابطه‌ي ثروت ملل و بهره‌ي هوشي كه قبلا به آن پرداختم قابل مشاهده است.

در سطحي ديگر از تحليل‌هاي اقتصادي مواردي همچون تحليل سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي وجود دارد كه مي‌تواند از روش‌هاي مقايسه‌اي مابين جوامع مختلف، در دوره‌هاي زماني گوناگون در يك جامعه و يا مشابه‌سازي دوره‌هاي زماني مختلف در چند جامعه‌ي مختلف باشد.

در اين مباحث بيشتر تكيه تحيل‌گر بر روي ارائه‌ي يك ساختار منسجم نظري است و كمتر از مدل‌هاي رياضي يا آماري استفاده مي‌نمايد. و سعي دارد تا به مانند ديگر علوم اجتماي و انساني از روشي كلامي براي اقناع و بيش‌برد و بسط نظريه خود استفاده نمايد.

اين بخش از مباحث نبايد با مجادلات روزنامه‌اي كه حول و حوش يك مساله‌ي اقتصادي صورت مي‌گيرد اشتباه شود.

در اين رابطه به نظر من كارهايي كه در ايران، توسط دكتر هما كاتوزيان تحت عنوان اقتصاد سياسي يا توسط دكتر عليرضا علوي‌تبار تحت عنوان تحليل اقتصاد سياسي سياست‌گذاري عمومي در ايران انجام گرفته است. به عنوان برترين كارهاي موجود هستند. در نمونه‌هاي خارجي آن نيز شايد يكي از كارهايي كه بسيار مورد توجه من قرار گرفته كتاب Comparative Economic ، مجموعه‌ي به نسبت مستند و مفصلي كه تحت عنوان Command Height ارائه شده‌اند و يا مطالبي كه در بررسي‌هاي اقتصاد بين الملل يا جهاني‌سازي توسط افرادي همچون استيگليتز و ... تدوين شده‌اند؛ قابل توجه و بررسي جداگانه هستند. و به نظر من به واسطه‌ي ديد تاريخي- تطبيقي ارائه شده داراي زيبايي‌ها و  ريزبيني‌هاي متمايز كننده‌اي هستند.

به نظر من تمامي اين موارد در كنار يكديگر وجود و حيات خود را حفظ كرده و در موارد مختلف توسط اعضاي اين جامعه علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرند و قابل حذف نيز نيستند و در مواردي افرادي قابل مشاهده‌اند كه در چند زمينه‌ي مختلف، براي مثال روش اول و روش سوم و ... فعال هستند.

البته ناگفته پيداست كه در مقام نقد بر هريك از دسته‌بندي‌هاي اشاره شده مي‌توان مواردي همچون تك سبب بيني در روش اول، دوري از تئوري‌هاي پايه‌اي در نوع دوم و مساله‌ي هويت مجزاي علم اقتصاد در مورد سوم را به‌طور خلاصه و كلي اشاره كرد.

ولي بايد توجه داشت كه هيچ يك از معتقدين به روش‌هاي سه گانه نيز در مقابل اين نقدها ساكت نبوده و همواره به ارائه‌ي جواب‌هايي اقدام نموده‌اند. و به نظر من و به قول فلاسفه كانتي در اين رابطه تكافوي ادله اتفاق افتاده و بنابراين نمي‌توان راي بر غلبه‌ي يكي بر ديگري صادر نمود. و كاري كه بايد انجام داد شايد اينست كه با توجه به علاقه‌مندي فرد يكي از روش‌هاي بالا انتخاب شده و در آن حد و مرز به فعاليت پرداخت.

 

پي‌نوشت: روش تحليل ارائه شده توسط آقاي م.م (به احتمال حدود 90% استاد عزيزم دكتر محمد م!!) هم بيشتر مبتني بر انديشه‌هاي اقتصادي است كه ظرايف و لطايف خاص خود را دارد و بسيار قابل استفاده هست.

برچسبها:

0 Comments:
Links to this post:
ايجاد يک پيوند
اعلاميه جهاني حقوق بشر